تبليغاتX
عشق و دوستی
عقل یا دل
راستش چند وقتی هست که می خوام این مطلب رو بگم که دیگه شاید برا همیشه نتونم اپ کنم اخه دیگه حوصله و رمق گذشته رو ندارم اصلا دیگه حوصله ندارم ولی به دوستام قول میدم که بهشون سر بزنم امیدوارم منو ببخشن که رفیق نیمه راه بودم از همه دوستانه وبلاگی که همیشه مرا مثل یک برادر کوچکتر راهنمایی میکردند ممنونم دستشون رو میبوسم تو این مدت که باهاشون بودم چیزای زیادی از دوستام یاد گرفتم امیدوارم که همیشه موفق باشن من هم از یادشون نره و مطمئن باشن که من همشون رو از ته قلبم و  دوست دارم و هیچ وقت اونا رو یادم نمیره

اگه تو این مدت کسی از من دلگیر شده یا حرفی زدم که کسی از من ناراحت شده میخوام منو ببخشه و بزاره به حسابه جوونی من

خدا حافظ ( برادر کوچکتر شما امیر)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 15:19  توسط امیر | 
خدایا ان که مرا در تنهاییم تنهایم گذاشت تو او را در

تنهاییش تنها مگذار

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 22:3  توسط امیر | 
همیشه یادمون باشه که:

خدا همیشه و همه جا خداست

و ما همیشه و هر جا بنده

خدایا بی تو نمیتونم خودت هم میدونی پس کمکم کن تا............................ 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 18:41  توسط امیر | 
یعنی میشه یه روزی همه ارزوهامون براورده شه

ای خدا تو که میدونی...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 20:19  توسط امیر | 
عشق تو خوابی بود و بس نقش سرابی بود و بس

این امدن این رفتنم رنج و عذابی بود و بس

ای فلک بازی چرخ تو نازم بی گمان امدم تا که ببازم

ای دریغا که شد چشم سیاهی قبله گاه من و روی نمازم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 20:11  توسط امیر | 
تقدیم به الناز

ای همیشگی ترینش در حضور حضرت تو 

ای که میسوزم سراپا تا ابد در حسرت تو

به تو نامه می نویسم نامه ای نوشته بر باد

که به اسم تو رسیدم قلم هم به گریه افتاد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 16:25  توسط امیر | 
المهدی(عج) طاووس اهل الجنه

 

شاید این جمعه بیاید شاید

 

پرده از چهره بگشاید شاید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 18:53  توسط امیر | 
سلام رمضان از اسماء خداست و ما به مهمانی خدا رفتیم که امیدوارم مهمانان خوبی باشیم در این ماه درهای جهنم بسته میشه چون مهمون خدا که نباید تو جهنم بره بابا الان پیش خدا خیلی عزیزیم پس هر چقدر میتونید استفاده کنید من را هم دم افطار و مخصوصا دم اذان یاد کنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 2:9  توسط امیر | 
به نام او که زیباست و زیبایی را دوست دارد

شاید هم برای شما اتفاق افتاده باشد که حاجتی را خالصانه از خدا طلب کرده باشید و بر ان پافشاری کرده باشید اما هر اندازه که شما پافشاری کنید در رسیدن به ان ارزو ناتوان تر می شوید و در اینجاست که خدا نه برای ادب کردن و گوشمالی این حاجت را به شما نمیده بلکه چون شما را دوست دارد و رسیدن به ان ارزو را به صلاح شما نمی داند ان ارزو را برای شما براورده نمی کند و همچنین اتفاقی هم در زندگی من افتاد و حاجتی که من حتی تا سه ماه پیش از خدای خود می خواستم و بر ان پافشاری می کردم نه تنها به نفع من نبود بلکه به ضرر من هم بود براورده نکرد و من نیز از این موضوع خیلی خوشحالم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 22:48  توسط امیر | 

از شمع سه چیز اموختم ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای یار بمیرم

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس را مثل اون دوست نداشته باشی

ان شب که دلی بود به میخانه نشستیم/ان توبه صد ساله به پیمانه شکستیم/از اتش دوزخ نهراسیم که ان شب/ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

رنگین کمان حق کسانی است که تا اخر زیر بارون می مانند

چه سخته بی بهونه گریستن و به دروغ فریاد زدن که زندگی شیرین است با همه بی وفاییت هنوز بهت وفا دارم

در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

 زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت و حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی و جدایی سخت است نه به سختی تنهایی

زندگی کتابی است پر ماجرا هیچ وقت ان را به خاطر یک ورقش دور نینداز

شعله گفت کاش روزی به شمعدان می رسیم شمع بدون اینکه حرفی بزند ذره ذره اب شد تا شعله را به ارزویش برساند

قلب سرزمین عجیبی است زیرا هم زادگاه عشق است هم ارامگاه عشق

مرداب برای بدست اوردن نیلو فر سالها می خوابه تا ارامش نیلوفر به هم نخوره پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش سالها صبر کن

احساس خوبیه وقتی یک نفر دلتنگت باشه اما بهتر اینکه یک نفر عاشقت باشه  اما بهترین احساس وقتیه که یک نفر هیچ وقت فراموشت نکنه

ویرانه نه ان است که جمشید بنا کرد

ویرانه نه ان است که فرهاد فرو ریخت

ویرانه دل ماست که با هر نگه تو

صد بار بنا شد و دگر بار فرو ریخت

چقدر سخته گل ارزوهایت را تو یه باغ دیگری ببینی و هزار با ر با خودت بشکنی و اون وقت زیر لب اروم بگی گل من باغچه نو مبارک

عشقت را تقدیم کسی کن که لایق اون باشه نه تشنه ان چون هر تشنه ای روزی سیراب میشه

غرورت را به خاطر کسی که دوست داری بشکن ولی هرگز دل کسی را که دوستش داری به خاطر غرورت نشکن

شیشه دل را شکستن احتیاجشسنگ نیست

این دل ما با نگاهی سرد پرپر می شود

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 1:8  توسط امیر | 
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

 دل بی تو به جان امد وقت است که باز ایی

مشتاقیو مهجوری دور از تو چنانم کرد

که از دست بخواهد شد پایان شکیایی

تقدیم به پیشگاه امام زمان

 

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد

انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میای

تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن میرسه

هر چی که جادس رو زمین به سینه من می رسه

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشمبه هر چی میخوام میرسم

وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم

گلهای خواب الوده را واسه کی بیدار بکنم

دست کبوتر های عشق واسه کی دونه بپاشه

مگه تن من میتونه بدون تو  زنده باشه

عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو

عمر دوباره منه دیدن و بوییدن تو

                                               نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام

                                                عمر دوباره منی تو رو واسه نفس میخوام(هایده)

 

اورده خبر راوی کو ساغر و کو ساقی

دوری به سر اومد از او خبر اومد

چشم و دل من دوشم شد کلبه دل گلشن

واکن در ایوون کو گل واسه گلدون

دیدی سر ذوق اومد با شادی و شوق اومد

زاری نکن ای دل شیون نکن ای دل

این لحظه دیداره پایان شب تاره

غوغا نکن ای دل بلوا نکن ای دل

خسته تر از خسته ام شیشه بشکسته ام

حالا که از ما گذشت اومدن یار و باش

کار خدا را ببین عاقبت ما رو باش

بعد یه عمری صبوری کنارم میاد

اشکای شوق تو چشمام که یارم میاد(هایده)

 

کی اشکات پاک میکنه شبا که غصه داری

دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری

شونه یه کی مرهم هق هقت میشه دوباره

از کی بهونه میگیری شبایه بی ستاره

برگ ریزونایه پاییز کی چشم به رات نشسته

از جلو پات جمع میکنه برگهای زرد و خسته

کی منتظر می مونه حتی شبای یلدا

تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا(ابی)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 1:32  توسط امیر | 
به یارو میگن چرا زنت را با چا قو کشتی میگه اخه وضعیت مالی من انقدر خوب نبود که بتونم تفنگ بخرم

نیازمندی-اگهی استخدام:به یک دختر خانوم جوان و تحصیل کرده مسلط به زبان فرانسه خوش برخورد و خوش بیان با ظاهری اراسته و اشنا با موسیقی کلاسیک و متبحر در نواختن پیانو جهت نظافت منزل نیازمندیم

اگر می خواستم مجازاتت کنم از تو می خواستم به اندازه ای که تو را دوست دارم من را دوست داشته باشی

پرسیدم عشق چیست  گفت اتش است پرسیدم مگر ان را دیده ای گفت نه در ان سوخته ام

خدایا به من رفیقی بده که با من گریه کند دوستی که با من بخند را خودم پیدا خواهم کرد

یک مرد موفق کسی است که بیشتر از انچه همسرش خرج می کند در امد داشته باشد ویک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند

گفتم زندگی چند بخش است گفت دو بخش کودکی و پیری گفتم پس جوانی چه شد گفت با عشق ساخت با بی وفایی سوخت با جدایی مرد

دنیا دو روز است یک روز با تو و یک روز علیه تو روزی که با توست مغرور نشو وروزی که بر علیه توست ناامید نشو

زندگی دو چیز را به من اموخت که هیچ کدومش به تو ربطی نداره

ضد حال یعنی:صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نیاد-یه جلسه سر کلاس نری فقط همون یه جلسه استاد حضور و غیاب کنه-با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشند -عینکت سر جلسه امتحان بیفته بشکنه-سر جلسه امتحان خودکارت تموم بشه-از سرویس دانشگاه جا بمونی

شادی را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از ان برخوردار باشی

بیچاره مردها وقتی به دنیا میان همه حال مامانشون را می پرسن وقتی ازدواج می کنند همه میگن چه عروس خوشکلی و وقتی می میرن همه میگن بیچاره زنش

تو مثل خورشید می مونی چون با اولین نگاه مشخصه که از پشت کوه اومدی

امروز روز جهانی بلایای طبیعی است روزت مبارک بلا

منتظر مامور سر شماری نباش تو را اخر پاییز می شمارند

وقتی شاد هستی اروم بخند تا غم بیدار نشه و وقتی غمگین هستی اروم گریه کن تا شادی ناامید نشه

 بی معرفت نبا شید و نظر بدید

شما که تا اینجا اومدید وقت را هدر ندید و قسمت بعدی را حتما بخوانید

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 3:6  توسط امیر | 
چوپانه با گوسفنداش لج می کنه برای انتقام می برتشون روی چمن مصنوعی

معلم به حمید میگه:حمید سه تا حیوان وحشی را نام ببر  حمید میگه:اقا اجازه شیر و پلنگ و بیژن اینهم جای گازش

یارو داشت که پسرش رو در مورد ازدواج نصیحت می کرد به پسرش گفت:پسرم خواستی زن بگیری برو از فامیل بگیر ببین تو همین دور و بر خودمون داییت رفته زن داییت را گرفته عموت رفته زن عموت را گرفته اصلا خود من اومدم مادرت را گرفتم

اگر می خواهید دیگران را حرص دهید:

۱-قبل از شروع امتحان از اطرافیانتان چند تا سوال پیچیده که در پاورقی بوده بپرسید بعد وقتی همه را به جون هم انداختید با خیال راحت برای امتحان تمرکز کنید

۲-وقتی زنگ ایفون را می زنید و در را برایتان باز می کنند دوباره زنگ بزنید و بگویید ممنون باز شد

۳-وقتی می خواهید تلوزیون را خاموش کنید صداشو تا اخرین شماره بالا ببرید تا نفر بعدی که مییاد تلوزیون را روشن کنه برق از سه فازش بپره

یه ماره با یه زرافه ازدواج می کنه بچشون میشه قورباغه  چرا؟ چون بچه دار نمی شدند از پرورشگاه بچه اوردند

یارو دلش می گیره محلول لوله باز کن می خوره

به یارو میگن قبله کدوم طرفه؟میگه ببینم کجا را بهت ادرس دادن

چرا با جوراب خوابیدی؟اخه اینجوری راحت تر می خوابم  واسه چی؟واسه این که دیشب با کفش خوابیدم خوابم نبرد

یه روز یه پشه اکس میزنه میره جلوی شرکت تارومار اربده کشی میکنه

یارو سوار اسانسور میشه می بینه نوشته ظرفیت دوازده نفر با خودش میگه عجب بدبختیه ها حالا یازده نفر دیگه را از کجا بیارم

هواپیما داشت سقوط می کرد همه مسافرا جیغ میزدند به جز یه نفر ازش می پرسن چرا تو ساکتی میگه به جهنم ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه

به یه نفر میگن جی اف مخفف چیه میگه گوجه فرنگی

به یارو میگن پسرت را بیشتر دوست داری یا چلوکباب میگه بابا تو را به خدا ما را سر دوراهی نذارید

سال۲۲۰۰-پسر از مامانش میپرسه:مامان من چه جوری به دنیا اومدم مامانش میگه:پسرم از اینترنت دانلودت کردم

حالا که اینها را خوندید جون من بقیه مطالب من را بخونید و نظر بدهید

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 18:28  توسط امیر | 
مطالب زیر را بخوانید مطمئن هستم که به دلتون میشینه (بعد از خواندن نظر یادتون نره)

۱-همیشه بدون که یکی داره به تو نگاه میکنه وخیلی دوستت داره وبه تو کمک میکنه حتی در مواقعی که تو انتظار کمک از هیچ کسی را نداری

۲-هیچ وقت دروغ نگو حتی مصلحتی

۳-نا امید نشو چون ناامیدی اولین قدم در راه شکست است

۴-از معذرت خواهی امتناع نکن چون در اون موقع تو مغرور شدی و غرور یعنی شکست واقعی

۵-در موقع عصبانیت هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت نه حرفی بزن نه کاری بکن و نه تصمیمی بگیر

۶- برگها زمانی از درخت می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 3:40  توسط امیر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به همه عاشقان من امیر هستم و دانشجوی نرم افزار این وبلاگ هم درست کردم که حرف های دلم را بگم امیدوارم که موفق باشید و از اومدنتون به وبلاگ من پشیمون نشید در ضمن هر گونه انتقاد وپیشنهاد های شما عزیزانم را به جون می خرم

نوشته های پیشین
هفته دوم آذر 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
آرشیو موضوعی
عشق
عاشق شدن
پیوندها
افشین (بی شیله و پیله)
حرف های نا گفته
مریم و محبوب
الهه(پس و پیش)
نسیم
دختری عاشق
قافله سرخ
زندگی عاشقانه
شیما
مریم
نازنین(خانوم خوشگلا)
مهسا(دختر یخی)
ضد دختر (امین)
جوک
فاطمه(این ایات پند است)
sms
بهترین جک های ایران
اموزش مسایل جنسی
چگونه دیگران را عاشق خود کنیم
لاف 2 لاف
صبا(شقایق سرخ)
باران(عاشقانه ها)
نشریه طاووس
کامران نجف زاده(یادداشت های یک خبرنگار)
دانستنیهای ازدواج
زمزمه های دلتنگی(بهار)
مهدی(همسر مورد علاقه شما کیست)
سارا(دنیای خنده)
سحر(ستاره های قاطی پاتی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM